تبليغاتX
این است حقیقت...

ا                                               السلام علیک یا اباعبدا...

 الله اکبر ...

چه می گذرد بر افرادی که حب دنیا آنچان کور شان می کند که دیگر نه می بینند و نه می شنوند ؟؟؟

و شاید صلاح را در ندیدن و نشنیدن می دانند!

اینها مدعیان سیادت بودند؟؟؟؟

آیا نمی بینند که قلاده دنیا به گردنشان و سر رشته اش به دست شیطان است ؟

مگر نه این است که هیچ کس را تا به بلای  کربلا نیازموده اند از دنیا نخواهند برد؟؟؟

«هل من ناصر ینصرنی» از عمق تاریخ به گوش می رسد

آیا سکوت هنوز هم جایز است؟؟  

 

«این گردبادها به غیرت در آمده                      تسلیم رهبرند که طوفان نمی کنند

به پای دفاع از حریممان                               مردم دریغ از سر و جان نمی کنند»

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 23:25 توسط |

سلام آقا، سلام. خوبید؟...

کاش همین جا بودید  و نیازی به نامه نبود.هر چند که مطمئن ام هر نامه ای  که  نام  تو بالای آن بیابد، حتما می خوانی ؛ چه نامه پستی باشد، چه عریضه ، چه ایمیل...

آقا ! عادت کرده ایم . عادت کرده ایم که بگوییم منتظریم  و بعد از هر صلوات «..وعجل فرجهم»ای بگوییم .می دانم تو سر می خواهی و ما دل داده ایم. چه قدر مرد شدن و سر سپرده شدن طول می کشد !

نمی خواهم گلایه  کنم، چون اصلا دل و دماغ این کار را ندارم . اما باور کن که به ما خیلی سخت می گذرد . سخت است غیبت امامناو قله عددنا و کثره اعدائنا و تظاهر الاعداء علینا و وقوع الفتن بنا...

شما خیلی صبورید اما  ما دیگر در برابر این همه ظلم  وفتنه  کم آورده ایم. می دانم ظلم  ها بیشتر دل پاک شما را می شکند تا دل سیاه ما را. کاش حداقل  اعمالمان مرهمی برای زخم دلتان بود!

می خواهی چند سطری هم از حال و روزمان بدانی؟هوای شهر شیمیایی شده است. دروغ و دغل نقل شب و روز مردم شده . اقبال گم شده است و آرزوها دست نایافتنی. جمعه ها فقط یک روز تعطیل اند و مردم «اللهم عجل لولیک الفرج» را نیشخند می کنند

.

آقا جان! هنوز هم نمی  خواهی بیایی؟      

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 14:57 توسط |

سالها تاریخ شیعه گشت و گشت                             شادمان شد تا شنید این سر گذشت

روز میلاد امام هشتم است                                    هشت هشت جمعه ی هشتاد و هشت

پ.ن: این پیامک را از یه دوست خوب دریافت کردم!!

دلم برای گوشه ی حرمش تنگ شده

میلاد شاه خراسان مبارک

+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 11:32 توسط |

چند روز پیش رفته بودم حرم امام خمینی . حرم شلوغ تر از اونی بود که من انتظار داشتم . می دانید تا وارد شدم با چه منظره ای روبه رو شدم؟  یه کاروان که از شهرستان آمده بودند ، خیلی هاشون  پشت پرده خوابیده  بودن و توریست های اروپایی هم  مثل اینکه غنیمت پیدا کرده بودن تند تند ازاشون عکس می انداختند! .

پ.ن :به نظر تون چی تو کله اشون می گذشت؟!

اگه شما همچین عکسی از یه ملت ببینید ، چی راجع به شون فکر می کنید؟؟؟

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 20:5 توسط |

هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب

                                                  هنوز نام تو بردن کمال بی ادبی است

«شهادت امام جعفر صادق (ع) را به شما دوستان تسلیت می گم»

 

پ.ن :امیدوارم حداقل بتوانم یه حدیث امام را از امروز هم شده آویزه گوشم کنم.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 10:31 توسط |

  1. گشاده دستی
  2. دستگیری از نیازمندان
  3. دست بر سر یتیم کشیدن
  4. دست به دعا برداشتن

«اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن...»

+ نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 11:3 توسط |

درود خدا بر تو ای یاری رسان حق! و آنکه با گفتار راستین وشایسته ، مردم را به سوی حق فرا می خوانی!

ما در نامه خویش به تو، خدای جهان آفرین را که خدایی جز او نیست و خدای ما وخدای نیاکان ما است ، سپاس می گذاریم و از بارگاه با عظمت اش بر سرور و سالارمان محمد- صل الله علیه و آله –آخرین پیام آور خدا وخاندان پاک ومطهرش، درودی جاودانه می طلبیم .

وبعد! دوست راه یافته به حقیقت!خداوند، بدان وسیله ای که به سبب دوستان ویژه خود، به تو ارزانی داشته است، وجودت را حفظ و تو را از نیرنگ دشمنانش حفظ فرماید.

ما ناظر نیایش تو با خدا بوده ایم و از خدای جهانیان برآورده شدن آن را خواسته ایم.

ما اینک در قرار گاه خویش، در مکانی ناشناخته ، برفراز قله ای سر بر آسمان کشیده، اقامت گزیده ایم که به تازگی به خاطر عناصری بیداد پیشه و بی ایمان ، بنا گزیر از منطقه ای پر دار و درخت بدین جا آمده ایم و به زودی ازاینجا نیز به دشتی گسترده که چندان از آبادی دور نیست ، فرود خواهیم آمد و از وضعیت و شرایط آینده ی خویش ، تو را آگاه خواهیم ساخت  تا بدین وسیله در جریان باشی که به خاطر کارهای سازنده و شایسته ات نزد ما مقرب هستی وخداوند به مهرو لطف خود، تو را به انجام و تدبیر این کارهای شایسته توفیق ارزانی داشته است.

از این رو تو –که خدای جهان آفرین با چشم عنایتش که هرگز آن را خواب نمی گیرد،.وجودت را حفظ کند- باید در برابر قتنه ای که جان آنانی که آن را در دلهایشان کشته اند به نابودی خواهد افکند، بایستی! وباطل گرایان بد اندیش را بترسانی چرا که از سرنگونی آنان، ایمان آورندگان ، شادمان وجنایت کاران، اندوه زده خواهند شد.

و نشانه حرکت وجنبش ما از این خانه نشینی و کناره گیری، رخداد مهمی است که در سرزمین وحی و رسالت ، مکه معظمه ازسوی پلیدان نفاق پیشه و نکوهیده، رخ خواهد داد. از جانب عنصری سفاک که ریختن خون های  محترم را حلال شمرده ، وبه نیرنگ خویش ، آهنگ جان ایمان آورندگان خواهد کرد ، اما به هدف ستم بار و تجاوزکارانه ی خویش دست نخواهد یافت ، چرا که ما پشت سر توحیدگران شایسته کردار، به وسیله نیایش و راز و نیازی که از فرمانروای آسمان و زمین پوشیده نمی ماند، آنان را حفاظت و نگهداری خواهیم کرد.

بنابرین قلبهای دوستان ما به دعای ما به بارگاه خدا ،آرامش و اطمینان یابد و آسوده خاظر باشند که خداوند آنان را بسنده است وگرچه درگیری های هراس انگیزی، آنان را به دلهره می افکند،اما از گزند عناصر تبهکاردر امان خواهد بود و سرانجام،کار با دست توانا وساخت تدبیر نیکوی خدا- تا هنگامی که پیروان ما از گناهان دوری گزینند- شایسته و نیکو خواهد بود.

هان ای دوست پراخلاص ما که همواره در راه ما بر ضد بیدادگران در سنگر جهاد و پیکاری ! خداوند همان سان که دوستان شایسته کردار پیشین ما را تایید فرمود، تورا نیز تایید فرماید! ما به تواطمینان می دهیم که هر کس از برادران دینی ات ، پروای پروردگارش را پیشه سارد وآنچه را که به گردن دارد به صاحبان حق برساند ، در فتنه نابود کننده و گرفتاری های تیره تار کننده ، در امان خواهد بود و هر آن کس که در دادن نعمتهایی که خداوند به او ارزانی داشته ، به کسانی که دستور رسیدگی به آنان را داده است ، بخل ورزد ، چنین کسی در این جهان و سرای دیگر بازنده و زیانکار خواهد بود .

دوست واقعی! اگر پیروان ما-که خدای آنان را در فرمان برداری توفیق ارزانی بدارد- به راستی در راه وفای  به عهد و پیمانی که بر دوش دارند، هم دل ویک صدا بوده اند، هرگز خستکی دیدار ما ازآنان به تاخیر نمی افتاد  و سعادت دیدار ما –دیداری بر اساس آگاهی عمیق و خالصانه نسبت به ما – زودتر روزی آنان می گشت.

از این رو (باید بدانند که) جز برخی رفتارهای ناشایست آنها که ناحوشایند ما است و این عملکرد را زیبنده اینان نمی دانیم ، عامل دیگری ما را از آنان دور نمی گرداند .خداوند ما را در یاری ، بسنده و نیک ، کارساز است و درود او بر سرور و بشارت دهنده و بیم دهنده ی ما محمد(ص) و خاندان پاکش باد.

 

«ترجمه متن دومین نامه ی مبارک حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه الشریف، که در روز پنجشنبه ،٢٣ماه ذیحجه سال٤١٢هجری به دست شیخ مفید رسیده است.»  

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 16:6 توسط |

امروز روز پنچم است که در محاصره هستیم آب را جیره بندی کردیم، نان را جیره بندی کرده ایم ، عطش همه را هلاک کرده، همه را جز شهدا که حالا کنار هم در انتهای کانال خوابیده اند. دیگر شهدا تشنه نیستند. فدای لب تشنه ات ای پسر فاطمه (س)

«آخرین برگ دفترچه یادداشت یکی از شهدای گردان حنظله که در هنگام تفحص کشف شده است»

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 22:27 توسط |

آخ که چه قدر  دلم یه مدرسه می خواهد ! یادش بخیر جزقل بچه بودیم چه شیطونی هایی می کردیم. دانشگاه که دیگه از این خبرها نیست البته این هم حال خودش را دارد

  دبیرستان که بودم یه بار داشتیم از ورزش وحیاط برمی گشتیم، خسته و نفس زنان؛ که چشممون افتاد به دفتر. که مربیان محترم  در حال میل نمودن هندوانه بودند . آقا ما یک دل نه صد دل عاشق  این هندوانه ها شدیم و طی یک عملیات، یک عدد از این هندوانه ها را امانت از آبدار خونه ربودیم! البته بعد از زنگ تفریح ،به دلیل عذاب وجدان و گیر کردن هندوانه در گلوی یکی ازبچه ها و اینکه بلاخره حلال و حروم حالیمون می شه ،پیش ناظم رفته ،اعتراف کرده و هزینه هندوانه را پرداخت کردیم . ناظممون چپ چپ ما را نگاه کرد و فقط گفت :«ما  دیدیم که برای نصف معلمها هندونه بردیم ،اومدیم برای بقیه ببریم دیدیم جا تر و بچه نیست!»

+ نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 18:30 توسط |

دم همشون گرم

همه ی آن جوانهایی که از عیش و نوششان گذشتن و راهی جبهه شدند.

اگه آنها نبودن حتما الان داشتیم کفشهای یک سرباز آمریکایی را واکس می زدیم و دبه های بنزین را برایشان جا به جا می کردیم.

وقتی که دندان عقلمان عاریه ای باشد باید هم عکس هنرپیشه ها را بزرگ کنیم وبرای حفظ پرستیژ دانشگاهمان عکس شهدا را جمع کنیم.

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 17:5 توسط |